خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۵
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتشی شب در نیستانی فتادسوخت چون عشقی که در جانی فتاد
۲
شعله تا مشغول کار خویش شدهر نیی شمع مزار خویش شد
۳
شمعسان آتش زبانی زآن گروهبا دل پر از شکایت کوه کوه
۴
بانگ زد بر شعله کای بیدادگرآفت دوران بلای خشک و تر
صفحهٔ ۱ از ۵