خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساغر ز یمن پیرمغان زد پیاله رازد بر پیاله طاعت هفتاد ساله را
۲
جام مراد قسمت هر بادهخوار نیستکمتر سزاست حوصله این نواله را
۳
در عاشقی بسوز و به خون جگر بسازتغییر کس نداد ز قیمت حواله را
۴
ما درس خود به مکتب ایجاد خواندهایمگوید فقیه بیهوده چندین رساله را
صفحهٔ ۱ از ۲