شعر را زندگی کن
خلوتی با ساغر کنگاوری

شمارهٔ ۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امروز دیگرم سر سودای دیگر استسودای دیگرم دگر امروز در سر است
۲
صوفی بیا که نوبت عشق است و مستی استهنگام سیر نه فلک و هفت اختر است
۳
دانند اهل عشق که سلطان عشق راتخت و کلاه و ترک کلاه است و افسر است
۴
قلب هوس به بوته‌ حسرت گداختنبر کیمیای عشق چو گوگرد احمر است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth