خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب وصال به صبح فراق یار نیرزدتمام مستی عالم به یک خمار نیرزد
۲
حریف و مجلس انس و شراب و گردش ساقیبه هرزهگردی این دور روزگار نیرزد
۳
نوید وصل بتان گر چه جان فزاست ولیکنبه انتظار دو چشم امیدوار نیرزد
۴
امید ذوق خلاصی و دلنوازی و صیادبه گوشه قفس و حسرت بهار نیرزد
صفحهٔ ۱ از ۲