خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشمم به ره یار که ناگه ز در آیدوز نو غم دیرینهام از دل بزداید
۲
آیینه دل پاک کن از گرد علایقتا عکس رخ یار به پاکی بنماید
۳
گو هر چه به دنیا و به عقبی ز تو زاهداز دوست بجز دوست مرا هیچ نباید
۴
صد دشمن جان بهتر از آن دوست که با دوستپیوند وفا بگسلد و عهد نپاید
صفحهٔ ۱ از ۲