خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سالها منظر دل آینه روی تو بودطاق محراب دعایم خم ابروی تو بود
۲
من بیهودهنورد این همه ره گردیدمیاد باد آن که گذارم به سر کوی تو بود
۳
یاد باد آن که روان در لب جو میگشتمسرو رعنای دلم قامت دلجوی تو بود
۴
دل که دیوانهوش آشفته و حیران میگشتعاشق روی تو و شیفته موی تو بود
صفحهٔ ۱ از ۳