خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز آشفتهام آن زلف پریشان داردسر سودای توام بیسر و سامان دارد
۲
چه عجب گر هوس روی تو دارم همه عمرذره دایم هوس مهر درخشان دارد
۳
گر چه بیهوده ملامت کندم ناصح لیکمن و از عشق تو برگشت چه امکان دارد
۴
خبر از منزل سلمی دهد انفاس نسیممژده شهر سبا پیک سلیمان دارد
صفحهٔ ۱ از ۲