خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما گذشتیم به عشقت ز مراد دل خویشچه کند چاره کسی چون نرود کار از پیش
۲
آشنای ره عشقیم و گدای در دوستفارغیم از غم بیهوده بیگانه و خویش
۳
ریخت خوناب جگر دیدهام از دست فلکتا چه سازد به قلک آتش آه دل ریش
۴
طمع عقل و دل و دین دگر از ما مکنیدکه اسیریم به عشق صنم کافرکیش
صفحهٔ ۱ از ۳