شعر را زندگی کن
خلوتی با ساغر کنگاوری

شمارهٔ ۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خزان رسید به گلزارش از بهار دریغنهال عمر مرا ریخت برگ و بار دریغ
۲
به انتظار نشستم به راه وعده وصلگذشت مدت عمرم در انتظار دریغ
۳
به درد و داغ شب هجر مبتلا گشتیمبه روز وصل نکردیم جان نثار دریغ
۴
به این شمایل و خوبی به این کمال و جمالز بی‌وفاییت ای بی‌وفا هزار دریغ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth