خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۱۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما دل به جور و جان به جفایت سپردهایمتا نشمری که عشق تو آسان شمردهایم
۲
تا سر نهادهایم به چوگان عشق یارکوی سعادت از همه آفاق بردهایم
۳
روز ازل به یاد خراباتیان عشقجامی ز دست پیر خرابات خوردهایم
۴
ساقی بیار می که به عمر اعتبار نیستامروز زندهایم و دگر روز مردهایم
صفحهٔ ۱ از ۲