شعر را زندگی کن
خلوتی با ساغر کنگاوری

شمارهٔ ۱۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا کی جفا ز دست تو بیدادگر کشمرفتم که رخت از سر کویت به در کشم
۲
صیاد تا به چند من از حسرت چمندر گوشه قفس سر خود زیر پر کشم
۳
با یاد سنبل و گل رخسار زلف توعمری‌ست آه و ناله که شام و سحر کشم
۴
ترسم که سیل خانه مردم کند خرابگر آستین به هجر تو از چشم‌ تر کشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth