شعر را زندگی کن
خلوتی با ساغر کنگاوری

شمارهٔ ۱۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلا به کوی محبت دمی گذار نکردیگذشت عمر به افسوس و هیچ کار نکردی
۲
قرار کار به آن زلف بی‌قرار ندادیبه بی‌قراری عمر خود اعتبار نکردی
۳
ندانمت چه تمتع بری ز جان گرامیکه روز وصل سرآمد نثار یار نکردی
۴
به فصل گل نشدی هم‌عنان باد بهاریبهار رفت و یکی ناله چون هزار نکردی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth