خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو چشم دلبران دیدم بنای خانه خود راز جور نشأه گردش میدهم پیمانهی خود را
۲
زدی خون جوش چون فوارهی افشان مرا از دلچو زد بر طرّه، آن شمشاد بالا شانهی خود را
۳
به گرد خویش چون آب گهر بیپرده میگردمچو در دل جلوه گاهی دیدهام جانانهی خود را
۴
سرشکم جوش کیفیت زند از چشم میگونیمحیط نشأه دیدم گریه مستانهی خود را
صفحهٔ ۱ از ۳