خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی پیمانهی صهبای شوقت کاسهی سرهاز عکست چهره پرداز تجلّی می به ساغرها
۲
نویسد تا حدیثی کلکم از خورشید رخسارتشود خطّ شعاعی صفحهام را تار مسطرها
۳
دماغ آشفته در بزم طرب بیسنبل زلفتپریشان شد به مرگ طاقتم گیسوی مجمرها
۴
دگر کیفیت چشم که ساقی شد در این محفلکه آمد همچو جام می به گردش کاسهی سرها
صفحهٔ ۱ از ۲