شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
الهی رام الفت ساز این وحشی نگاهان راکه تا کردم به گرد سر چو کاکل کج‌کلاهان را
۲
ز بالیدن شود هر ذره خورشید جهان تابیدهد چون پرتو او پرورش بی‌دستگاهان را
۳
غزالی در کمند وحشتم دارد که از شوخیخیالش سر به صحرا می‌دهد آهو نگاهان را
۴
زدی بستی شکستی خَستی آزردی و افکندیجوابت چیست فردای قیامت دادخواهان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth