خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آن موی و میان بستم کمر افکار عالی رارسانیدم به معراج ادا نازک خیالی را
۲
چو خط از خال سر زد شمع داغش سوختشود روشن چراغ روز هندوی حوالی را
۳
نیاید بی تو کیفیت به خواب ساغر نرگسکجا بر سرکشم در باغ جام خشک و خالی را
۴
به از زلف است دل را خانههای حلقهی کاکلهوا بهتر بود اکثر عمارات شمالی را
صفحهٔ ۱ از ۳