خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عقدهی دل گر شود تسبیح استغفار ماگوهر مقصود میگردد گره در کار ما
۲
بس که زخم از حرف خود خوردیم چونمیزند خون خموشی موج از گفتار ما
۳
چون تَذَروِ یاد او در دل گشاید بال حسنچتر طاووس است داغ سایهی دیوار ما
۴
چون رگ یاقوت موج نالهی بلبل شودگر به روی گلشنی خندد لب دلدار ما
صفحهٔ ۱ از ۳