خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غنچه بی لعلت به گلشن برگ خندیدن نداشتبرگ گل چون ناخن تصویر بالیدن نداشت
۲
نامهی اغیار گرداگرد نی در کار داشتدر بغل چون زلف بیتابانه پیچیدن نداشت
۳
شمع من خندان نشستن پیشکش در بزم غیرچون شرر برجستن و چون شعله رقصیدن نداشت
۴
در وثاق غیر بر کف جام و مینا در بغلرفتن بیجا به جا سرمست خوابیدن نداشت
صفحهٔ ۱ از ۴