خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۲۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاهد عیب نهان انشای سرگوشی بودخاتم فرمان دانش مهر خاموشی بود
۲
بس که رم از اختلاط آشنایان کرده امیاد یاران وحشی دشت فراموشی بود
۳
از جواهر سرمه ی کس نیست عباسی لباسمردم چشم مرا پوشش خطا پوشی بود
۴
خاک کویش ارغوانی می کند هر نو بهاراشک لعلی رنگ ما خون سیاووشی بود
صفحهٔ ۱ از ۲