شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۲۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ریخت خون دل پرتاب و تبم بی زنهارشیوه ی چشم غزال تو بود شیر شکار
۲
نیمه از باده ی نظاره لبالب ز حیاساغر نیمه ی لبریز بود نرگس یار
۳
تا مرا بر چمن حسن تو افتاده نگاهمی زند جوش ز نظاره ی من خون بهار
۴
اشک او باخته رنگ گل شفتالو راباز شد نورس از آن سیب ذقن برخوردار
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth