خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۴۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که چون زلف دو تا در هم و آشفته زماییز چه ره تیر ز مهری ز چه رو رخ ننمایی
۲
باز چون طره بر آشفته و دلگیر زمایینه حدیثی نه تبسم نه نگاهی نه ادایی
۳
نه همین سرکش و عاشق کش و خونریز و بلاییبه ادا دشمن دینی به نگه عین جفایی
۴
به کمند خم گیسوی رسا شیر شکاریبه سنان مژه از چشم خرد حلقه ربایی
صفحهٔ ۱ از ۴