شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گذری جانب حسرت نگری نیست تو راحسرت این است که بر ما گذری نیست تو را
۲
ای که از روز قیامت سخنی می‌گوییگوییا از شب هجران خبری نیست تو را
۳
در رهش جان بده و دل به سلامت برهانکه ز سودای کریمان ضرری نیست تو را
۴
زآن ملامت که کنی بر تو ملامت نکنمزآن که بر منظر خوبان نظری نیست تو را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth