خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کعبه نخواهم رفت چون کعبهٔ من آن کوستآن قبله نخواهم دید چون قبلهٔ من آن روست
۲
گردیده دماغ جان خوشبوتر از آن کاکلآن کاکل مشکینت گویا گل عنبربوست
۳
لعل لب جانان است یا پستهٔ خندان استیا درج عقیق است این یا غنچهٔ تو بر توست
۴
افتاده گره در کار زین سان که سیهروزموالله از آن چشم است بالله از آن ابروست
صفحهٔ ۱ از ۲