شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۲۹ - در مدح دستور اعظم مختار الدین

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل صید زلف اوست به خون در نکوتر استوان صید کان اوست نگون‌سر نکوتر است
۲
برد آب سنگ من، من از آن سنگ دربرمعاشق چو آب و سنگ ببر در نکوتر است
۳
رنجور سینه‌ام لب و زلفش دوای منکاین درد را بنفشه به شکر نکوتر است
۴
در چشمش آب نی و رخ از شرم خوی زدهبادام خشک خوش تر و گل، تر نکوتر است
صفحهٔ ۱ از ۱۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth