شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اجر من از حد فزون جور تو بی‌منتهاستچاره بجز عجز نیست صحبت شاه و گداست
۲
رحم تو بر من مکن جور تو بر من رواستهست مرا مدعا این چه تو را مدعاست
۳
یاد ز فردوس و حور گر بکند دل خطاستروی تو و کوی تو مقصد و مقصود ماست
۴
در ره غم گم شدیم تا دل ما رهنماستغرقه به دریای غم کشتیم از ناخداست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth