شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز رفتن تو مرا دوش کار شیون بودمن از جدایی تو مردم این چه رفتن بود
۲
شب فراق تو از اشک لاله‌گون ای سروکنار دامن من جویبار و گلشن بود
۳
مرا ز لعل تو جز بوسه کام دل نبودبگفتمت صنما آن چه در دل من بود
۴
ز شوق بوسه به دستم زنم که این روزیبه دامن گلِ نوخیزِ پاک‌دامن بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth