خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کنون با روی تابان یار خوشرفتار میآیدفتاد آتش به جان آن آتشین رخسار میآید
۲
به چارهسازی دل هرگزم آن گه نمیآیداگر آید به بالینم گهی ناچار میآید
۳
نمایم سر فدای پای زیبای تو ای جانانبه قربان سرت گردم ز من این کار میآید
۴
فدایت میشوم آیی اگر سویم ز دلداریز من گفتار میآید ز تو رفتار میآید
صفحهٔ ۱ از ۲