شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای کاش از این بی‌گنه هر دم گناهی سر زندتا آن که او هر لحظه دامن را به قتلم بر زند
۲
دست از جفاکاری بکش ترسم دل از کف داده‌ایدست از وفا بردارد و بر دامن داور زند
۳
عالم بسوزم یک نفس از آه آتش‌بار خودهر گه که با او مدعی بنشیند و ساغر زند
۴
با داغ تو ای بی‌وفا ترسم که در روز جزاچون لالهٔ خونین‌کفن از خاک محشر سر زند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth