خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر چنین پا به گلم سرو خرامان تو کرددین و دل تا به ابد بر سر پیمان تو کرد
۲
منت از تیغ تو دارم که به میدان وفاعاقبت گوی سرم در خم چوگان تو کرد
۳
خسرو حسن تو عالم همه یک سر بگرفتهر که را بود سری تابع فرمان تو کرد
۴
بس که از شوق شدم خاک به راه تو فلکطلب خاک شدن در ره جولان تو کرد
صفحهٔ ۱ از ۳