شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کرده‌ام با کافری من عهد و پیمانی دگربسته‌ام عهد نوی با نامسلمانی دگر
۲
بس که خون عاشقان در مذهبش باشد مباحمی‌کشد هر لحظه آن کافر مسلمانی دگر
۳
کنده بودم دل به صد جان کندن از عشق بتانباز شد روزم سیه از چشم فتانی دگر
۴
چند روزی خاطرم از قید زلفی جمع بودشد پریشان کارم از کاکل پریشانی دگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth