شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۱۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی بیا به دور تو گردم که روزگارهر کینه‌ای که داشت به من کرد آشکار
۲
اول کبوتر دل من صید می‌کندهر شاهباز تازه که خواهد کند شکار
۳
تاب و توان و صبر و سکون و قرار نیستاز حسرت خدنگ تو دل گشته بی‌قرار
۴
هستم ز ضرب دست تو من منفعل به حشرگریان و داغدار و سرافکنده و فگار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth