خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل به زلف تو شد نیامد بازمن و هجران و فکر های دراز
۲
دل گرفت از کفم به صد افسونکودکی چست و چابک و طناز
۳
هم توان دادنش به لعب فریبهم توان دل گرفت از وی باز
۴
از جفاهای عقرب زلفتملک دلها خراب چون اهواز
صفحهٔ ۱ از ۳