خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کس که بدید لعلت ای جاندیگر نرود سوی بدخشان
۲
بر گرد لب تو سبزه خطخضر است و کنار آب حیوان
۳
آبی که سکندرش طلب کرددر کنج لب تو بود پنهان
۴
تیرت به دلم رسید و بشکستافغان که گرفت جان به تاوان
صفحهٔ ۱ از ۲