خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اسیر چشم تو شد جان و دل فغان هردوبه یک نگاه تو دادیم این و آه هردو
۲
نه طاقت و نه توان در وجود من دیدهستکه برد عشق توام طاقت و توان هردو
۳
ز ناز و غمزه او کار من خراب شدهشکایت من بیدل بود از آن هردو
۴
سیاه روزی من دان ز حال و خط هر یکز چشم اوست مرا دیده خونفشان هردو
صفحهٔ ۱ از ۲