خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۵۳ - قصیده
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل، به سرِ مویی، آزاد نخواهی شد.مویی شُدیَ انْدَر غَم، هم، شاد نخواهی شد.
۲
در عافیت آبادت از رخنه درآمد غم،پس رخنه چنان گشتی کآباد نخواهی شد.
۳
پولاد بسی دیدم، کو آب شُدَ ازْ آتش،تو آب شدی، زین پس پولاد نخواهی شد.
۴
ای غمزدهیِ خاکی —کز آتشِ غم جوشی—آبی —که جز از آتش— بر باد نخواهی شد.
صفحهٔ ۱ از ۳