شعر را زندگی کن
خلوتی با فردوسی

بخش ۴ - کام‌جویی سودابه از سیاوش، تهمت ناروا و گذر بی‌گزند او از کوه آتش

داستان سیاوش

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بدین داستان نیز شب برگذشتسپهر از بر کوه تیره بگشت
۲
نشست از بر تخت سودابه شادز یاقوت و زر افسری برنهاد
۳
همه دختران را بر خویش خواندبیآراست و بر تخت زرین نشاند
۴
چنین گفت با هیربد ماه‌رویکز ایدر برو با سیاوش بگوی
صفحهٔ ۱ از ۸۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth