خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۷۲ - مطلع سوم
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طره مفشان کز هلالت عید جان برساختندطیره منشین کز جمالت عید لشکر ساختند
۲
ماه نو دیدی لبت بین، رشتهٔ جانم نگرکاین سه را از بس که باریکند همبر ساختند
۳
پیش بالایت به بالایت فرو ریزم گهرزانکه صد نوبر مرا زان یک صنوبر ساختند
۴
چون کمر حلقه به گوشم، چشم پیش از شرم آنکچون کمر گاه تو بازم کیسه لاغر ساختند
صفحهٔ ۱ از ۱۷