شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۸۱ - این قصیدهٔ را حرز الحجاز خوانند در کعبهٔ علیا انشاء کرده و بر بالین مقدس پیغمبر اکرم صلوات الله علیه در یثرب به پایان آورده

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب روان چو رخ صبح آینه سیما بینندکعبه را چهره در آن آینه پیدا بینند
۲
گرچه زان آینه خاتون عرب را نگرنددر پس آینه رویم زن رعنا بینند
۳
اختران عود شب آرند و بر آتش فکنندخوش بسوزند و صبا خوش دم از آنجا بینند
۴
صبح دندان چو مطرا کند از سوخته عودعودی خاک ز دندانش مطرا بینند
صفحهٔ ۱ از ۲۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth