خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۸۵ - قصیده
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد بهار و بخت که عشرت فزا شوداز هر طرف هزار گل فتح وا شود
۲
گلشن شود نشیمن سلطان نوبهارچون بهر شاه تخت مرصع بنا شود
۳
کان زر و جواهر بحر در و گهرشد جمع تا نشیمن بحر سخا شود
۴
برگش زمرد است و گلش لعل آبدارگلزار تخت شه که بر آب بقا شود
صفحهٔ ۱ از ۳