خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۹۴ - قصیده
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایام خط فتنه به فرق جهان کشیدلنتفلحوا به ناصیهٔ انس و جان کشید
۲
دلها به نیل رنگرزان درکشید از آنکغم داغ گازرانه بر اهل جهان کشید
۳
بر بوی یک نفس که همه ناتوانی استای مه چه گویی این همه محنت توان کشید
۴
هربار غم که در بنهٔ غیب سفته بوددست قضا به بنگه آخر زمان کشید
صفحهٔ ۱ از ۳