خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۱۰۴ - مطلع پنجم
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عندلیب جانها طاووس بسته زیوربگشای غنچهٔ لب بسرای غنهٔ تر
۲
ای غنچهٔ دهانت از چشم سوزنی کمسوزن شکاف غمزهت سوسن نمای عبهر
۳
ای سوخته رخ تو در زار گریه آتشبیمار دو لب تو در زهر خنده شکر
۴
نوشین مفرح آن لب جو سنگ خال مشکینمشکین جو تو دیدم با جو شدم برابر
صفحهٔ ۱ از ۴