شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۱۳۰ - مطلع دوم

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای لب و زلفین تو مهره و افعی بهمافعی تو دام دیو مهرهٔ تو مهر جم
۲
در ختنی روی تو حجلهٔ زنگی عروسدر یمنی جزع تو حجرهٔ هندی صنم
۳
مریم آبستن است لعل تو از بوسه باشتا به خدائی شود عیسی تو متهم
۴
ای دو لبت نیست هست، هست مرا کرده نیستهرچه ز جان هست بیش با لبت از نیست کم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth