خلوتی با عمادی شهریاری
شمارهٔ ۲
ملحقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمادی از تو چندان درد خورده استکه بر هر موی او صد گونه درد است
۲
ز تو گر لاف زد کفری نگفته استتو را گر دوست شد خونی نکرده است
۳
بداند هر که بیند روی سرختکه از بهر چه او را روی زرد است
۴
پی اسبی و صد همچون سر اوبر آن میدان که عشقت را نبرد است
صفحهٔ ۱ از ۱