خلوتی با ناصر بجهای
شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا ای خسرو خوبان که کار از دست بیرون شددلم بیلعل شیرینت پریشان گشت مجنون شد
۲
بیا ای درد و درمانم بیا ای کفر و ایمانمبیا ای شادی جانم که غم زاندازه بیرون شد
۳
بیا ای شمع محفلها بیا بگشای مشکلهابیا ای قبله دلها که دلهای تو پرخون شد
۴
بیا ای لعبت مقبل دلم مشکن ز من مگسلکه بیرویت ز خون دل دو چشم من چو جیحون شد
صفحهٔ ۱ از ۲