شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بجه‌ای

شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نعل سمندت ای صنم تاج بتان چین بودفضله خاک پای تو سرمه حور عین بود
۲
روم رخت که دارد از شام دو زلف زنگبارشمسه خلخ و ختن ماه خطا و چین بود
۳
ترک فلک که بر فلک دعوی خسروی کندپیش غلام هندویت بنده کمترین بود
۴
روی چو آفتاب تو با سر زلف چون شبتهر دو به هم چو جمع شد صورت کفر و دین بود
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth