خلوتی با ناصر بجهای
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان صافی شده از یاد تو ای دوست تنمبس که یاد تو کنم من توام اکنون نه منم
۲
تا بدیدم که حجابند در این ره تن و جاندشمن جان خود و خصم تن خویشتنم
۳
هر چه آن یک دمم از خدمت تو برشکندگر همه جان بود ای دوست از آن برشکنم
۴
چیست مردی به زدن بیغم عشق تو نفسگر زنم من نفسی بیغم عشق تو زنم
صفحهٔ ۱ از ۴