خلوتی با ناصر بجهای
شمارهٔ ۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شده سرو بوستان بنده تو به راستیحق به تو داده بیسخن هر چه ز حسن خواستی
۲
آب رخ سمن بشد آتش گل فرونشستزآتش و باد و آب و گل تا تو نگار خاستی
۳
طاق هلال میبرد زابروی تو مقوسیوز قد توست سرو را مایه حسن و راستی
۴
مهر تو را نهادهام روی وفا برآستانگر چه که کردهای برون دست جفا ز آستی
صفحهٔ ۱ از ۲