خلوتی با عبدالرحیم حائری
بخش ۱۰ - شعر هشتم
مجمع الاسرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بویِ جانان یافت جان، از نَکهَتِ صبح وصالبهتر از آن بوی، بوی مُشگآمیزی نبود
۲
بی نیازم کرد و عزّت داد حق، بی مال و یارهیچ بالاتر از آن، اِکرام و تعزیزی نبود
۳
هم زِ زَهرِ زَهرۀ گیتی مرا پرهیز دادگرچه این نفسِ دَنی را هیچ پرهیزی نبود
۴
در جهان خوش آمدم، خوش زیستم، خوش میرومشکر لِلّه، در وجودم،جز خوشی چیزی نبود
صفحهٔ ۱ از ۲