شعر را زندگی کن
خلوتی با عبدالرحیم حائری

بخش ۴۸ - فی المُفترقّات

مجمع الاسرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل از غم مِحنت زمانهبا من درِ شِکوه دوش بگشود
۲
که ایّام جوانیم تَبه شد ازبارِ بلا تنم بِفَرسود
۳
از گریه شبی نیارمیدماز ناله دَمی دلم نیاسود
۴
تا کی ز تو نامراد باشمنا کام به چند بایدم بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth