خلوتی با نعیم فراشری
بخش ۱۶ - یتیم
دیوان تخیلات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون به یادم آید احوال یتیمدر دلم می آید اندوهی عظیم
۲
مادر و خواهر ندارد در جهاننی پدر، نی دادر و نی خانمان
۳
بینوا و دردمند و بی کس استدر میان جوی گویی چون خس است
۴
ما به رقص و در صفا از جام میاو برون لرزان و گریان همچو نی
صفحهٔ ۱ از ۲